تبليغاتX
آنچه استاد پیمان فتاحی می گوید...
دلگویه های یک شاگرد از استادش...

 

در ادامه ی پرداختن به نظرات استاد فتاحی نتوانستم از قسمتی از کتاب جریان هدایت الهی که در آن نشانه های مدعیان راستین و دروغین بیان شده بگذرم...

از آنجا که به ایشان تهمت های متفاوتی زده شده لذا بیان دیدگاه ایشان در مورد علایم دعوت و فرستادگان راستین الهی خالی از لطف نیست و حتی ضروری به نظر می رسد.

مطالب این پست را هم از کتاب جریان هدایت الهی و از بخش گفت و شنود با استاد بر گزیده ام...  

***

      س-گاهي اوقات شنيده يا ديده شده كه اشخاصي مي آيند و مدعي مي شوند كه پيامبر و فرستادة خدا و حتي خود خدا هستند. آن ها ادعاي نبوت و وحدانيت مي كنند. نظر شما در بارة اين ها چيست؟

   ج-پيامبران دروغين و مدعيان توهم زده بسيار آمده اند و بسيار رفته اند. به خصوص در اين عصر، و باز هم مي آيند.

           س-در برخورد با اينت مدعيان توهم زده اين پيامبران دروغين و استادنماها از كجا بدانيم كه ادعايشان درست است يا نه بهتر بگويم علائم و نشانه هاي مردان خدا و اساتيد حق چيست؟

     ج- آن كه به حضور متعال مي رسد، موجودي متعالي است و متعالي حركت مي كند.

حد اقل لحظه اي او را مشاهده كنيد. اعمال، بينش، تفكر، كلام، روش، حركت، شعور، قدرت، اراده و حضور، پيام ها و گرايش هاي او را ببينيد. اگر تعالي يافته بود، بدون شك او فردي متعالي و از مردان خدا و متصلينِ به حق است.

     به ياد داشته باشيد كه مردان حق از نفس پرستي و خود خواهي بدورند. آنان عاشقند و علائم عشق به خالق و محبت به مخلوق را دارا مي باشند.

    مردان حق بر اساس كلام خدا و قانون الهي حركت مي كنند و هر گز برخلاف آن رفتار نمي كنند. مردان حق در ارتباط با خدا زندگي مي كنند و ارتباط با او را به هر شكل ممكن تعليم مي دهند.

    مردان حق همسو هماهنگ با روح خدا عمل مي كنند و براي نجات و هدايت بشر و آشكاري حقيقت در تلاشند و هر لحظه مشغول به آنند.

    اينان فرمانروايان نفس خويشند و ذهن و تمايلات (افكار و احساسات) خود را در كنترل دارند.

       اساتيد راستين حركت دهندگان به سوي حقيقت و هدايت كنندگان به سوي هستي بي كرانند و هر لحظه در اين كارند...

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاگرد کوچک | 
سلام

به عنوان یکی از کوچکترین شاگردان استاد عزیزم پیمان فتاحی تصمیم گرفتم در شناسایی آرا و نظرات ایشان به دوستانم نقش کوچکی داشته باشم. آنچه در این وبلاگ خواهد آمد همین دلگویه هاست...

به عنوان سخن آغازین قسمتی از گفت و شنود با استاد را در زمینه دوست داشتن که در کتاب جریان هدایت الهی آمده است را باز گو می کنم.

به امید آزادی هرچه سریعتر ایشان از زندان...آمین

   ****    ما در قبال مردم چه مسؤليتي داريم؟

 

مردم را دوست بداريد و اگر دوست داشته باشيد خود به خود به آن ها محبت مي كنيد...

اگر مي بينيد كه در مسير هلاكت و نابودي هستند، ْآنان را از حركت شان باز مي داريد. اگر واقعيتي را فهميده ايد سعي مي كنيد كه به آن ها نيز تعليم دهيد. وقتي مردم را دوست بداريد در قبال رنج و انحراف شان دست روي دست نمي گذاريد و بي اعتنا نيستيد...

مردم را به هدايت الهي دعوت كنيد، به هر شكلي كه مؤثر و مقدور باشد.

وقتي داستان قشنگي مي خوانيد يا منطرة زيبائي مي بينيد در برخورد با كساني كه دوست شان داريد سعي تاي اين است كه آنان را نيز ترغيب و تشويق كنيد تا آن داستان را بخوانند و يا آن منظره را ببينند. پس وقتي با جريان هدايت الهي و با تعاليم حق آشنا مي شيود، اگر ديگران را دوست بداريد، بر اثر احساس مسؤليتي كه نسبت به آن ها در خود حس مي كنيد، آنان را خود به خود با روند هدايت الهي و تعاليم حق آشنا مي كنيد...

در هدايت ديگران بكوشيد، خود هدايت مي شويد، بيدار كنيد، تا بيدار شويد و تعليم دهيد، پس تعليم مي گيريد. اين مسؤليت شما در برابر ديگران است...

وقتي كسي را دوست داريد طبعا براي او دلسوزي مي كنيد. اگر دلت براي كسي بسوزد سعي مي كني هر طور كه شده به او كمك كني و البته بهترين و مؤثرترين كمك و محبت اين است كه ديگران را به خداوند بازگردانيد و نزديك كنيد زيرا خوشبختي و رستگاري در بازگشت به خداوند است.

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شاگرد کوچک |